چشمان کاملاً باز در نیرنگستان چِک‌کِشی!

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (۱ امتیاز، میانگین: ۵.۰۰ از ۵)
Loading...

ابتدا پرسشی رایج را که این روزها در اینترنت فراوان با آن رودرو می‌شویم، مرور کنیم و بعد برویم به‌دنبال ادامۀ مطلب: «سلام بنده یک دستگاه خودرو صفر دارم و فردی می‌خواهد مقداری نقد و مابقی را به صورت چک بدهد… با توجه به اینکه ایشان را نمی‌شناسم جهت پاس شدن چک و اینکه اگر چک پاس نشد چه اعمالی را انجام دهم و چه مواردی را در قولنامه ذکر کنم ممنون میشم کمک کنید»

یک قصۀ پرغصۀ رایج که برای همۀ آشناست: فروشنده‌ای کالا یا اجناس یا خدماتی را به مشتری عرضه می‌کند، مشتری (حالا بنا به توافق طرفین یا بالاجبار) یک یا چند دریافت می‌کند و زمانی که به‌منظور نقد‌شدن چک‌ها اقدام می‌کند با یک معظل بزرگ رودرو می‌شود: مبلغ مدنظر وجود ندارد و چک برگشت می‌خورد.

طبق خبرهای منتشر‌شده، فقط در نخستین ماه سال جاری (فروردین ۹۸)، بیش از پانصدهزار چک برگشت خورده است. این رقم گرچه در قیاس با سال گذشته کاهش داشته است، ولی همچنان رقم بسیار بزرگی است و از ریسک بالایی که معاملات با چک دارند، خبر می‌دهد.

یک راه‌حل دم‌دستی در این است که اساساً بی‌خیال هرگونه چک و دسته چکی شویم. وقتی چکی وجود نداشته باشد، دردسرهای مرتبط با آن هم منتفی است. توصیۀ بدی هم نیست، حتی خوب هم هست. از قدیم گفته‌اند سری که درد نمی‌کند را دستمال نمی‌بندند، وقتی ساز و کار زندگی آدمی به‌گونه‌ای است که مراودات مالی فراوانی ندارد یا زیر بار هنجارها یا باید‌های نظام بازار نیست، بهتر است این یک قلم را دست‌کم قلم بگیرد و ماست خودش را بخورد و به زندگی خودش برسد.

اما (این یک امای مهم است!) کسانی که در بازارها و پخشی‌ها و این‌جور جاها رفت‌و‌آمد دارند باخبرند که قضیه پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. اساس مراودات مالی در برخی اصناف اساساً با چک چیده شده است و جابه‌جایی کالا یا خدمات با ارائۀ چک انجام می‌شود. یا اینکه اساساً حجم کالای جابه‌جا‌شده آن‌قدر زیاد است که موجودی حساب کسی پاسخگوی آن نیست و چک، در واقع، کار از یک دست بگیر و از آن یکی دست بده را انجام می‌دهد. به زبان خودمانی نیازی اساسی به وجود چک احساس می‌شود.

خب حالا که استفاده از چک اجباری است، چه کاری می‌توان کرد که ریسک این چک‌بازی به حداقل مقدار خودش برسد. اینجا نیاز است که اشاره‌ای داشته باشیم که وقتی از چک حرف می‌زنیم و خطراتش، درواقع داریم با این مسئله خودمان را روبه‌رو می‌کنیم که چطوری می‌توانیم با آدمی که هم‌اکنون چند فقره چک دستمان داده یا می‌خواهد بدهد، چه کاری کنیم.

بازاری‌های کهنه‌کارتر برای این‌طور مواقع راه‌حلی دارند و آن «اعتماد» است؛ یعنی نگاه می‌کنند می‌بینند که چقدر طرفی که با آن کار می‌کند قابل‌اعتماد است. در اکثر مواقع دو طرف دوست یکدیگر هستند و این قضایا حل شده است. در سایر موارد، یک طرف معامله معرفی‌نامه‌ای از یکی از دوستان دارد که به فروشنده می‌خواهد اطمینان بدهد که فلانی قابل‌اعتماد است و درست همین‌جاست که دردسرها آغاز می‌شود. یعنی همین «فلانی» خیلی از اوقات چون پیوندی دوستانه با فروشنده ندارد، یا اینکه فشار سنگین رفاقت یا اعتماد را حس نمی‌کند، زیر بار نمی‌رود یا اینکه نقشه‌های پلیدی می‌چیند.

خوشبختانه کمکی در راه است. این راه‌حل، البته مشکل را به‌کلی از بین نمی‌برد، ولی طرف درست را پای معامله می‌کشاند یا اینکه نشان می‌دهد که کسی چقدر خوش‌حساب است. یک اصل طلایی این است که آدم‌ها به ناگهان نه خوش‌حساب می‌شوند و نه بدحساب! بلکه تاریخچۀ رفتاری آدم‌های مختلف نشان می‌دهد که در تعاملات مالی خود تا چه حد خوش‌حساب هستند. خب کاری که باید کرد چیست؟

ساده است: شمارۀ تماس و شمارۀ ملی را بردارید و رتبۀ و امتیاز اعتباری را بسنجید. ببینید که تا چه حد آدمی «خوش‌حساب» هست یا نیست. اگر طرف خوش‌حساب که می‌توانید امیدوار باشید، اگر نه و رتبۀ اعتباری‌اش چنگی به دل نمی‌زد، یعنی باید در اولین قدم به داروخانه بروید و چند ورق قرص اعصاب بگیرید! اعصاب خوردی در راه است!

گرفتن گزارش رتبه اعتباری افراد

Leave a Reply

Your email address will not be published.Required fields are marked *